پارت ۶

پارت ۶

ویو جیوو

از بغل کوک در اومدم

+ ببخشید منظوری نداشتم

_ نه اشکال نداره

( نکته : علامت همه بجز جیوو _ عه و جیوو همیشه + عه )

اعضا اومدن

_ فک کنم کوک بهت گفت دیگه..بیا بریم

+ اخه من همه ی وسایلام خونس

_ خب من میرسونمت ( شوگا )

شوگا دستم رو گرفت

که یهو کوک منو کشید سمت خودش

_ لازم نکرده خودم میرسونمش

_ اووووو ( اعضا )

+ ولی من ماشینم همینجاست...خودم میرم..بعدش شما آدرس بفرستین خودم میام

_ اوکی برو..میبینمت ( کوک )

با همه خدافظی کردم..
از رفتار کوک خیلی تعجب کردم..
رفتم سوار ماشین شدم..
و رسیدم خونه...
وسایلای لازم رو جمع کردم

( جیوو فقط شماره کوک رو داشت )



ادامه در پارت ۷...

خوب بود قشنگام؟🍭🎀
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۱ویو اتالان حدود ۲۰ سال از ازدواج من و تهیونگ میگذره و...

بلینگام...ارههههه

لاتهببیوگجهععللبرکنحعقونجبباعواسبمجلچفداش شمممم کیوت خودمممم...

پارت ۵ویو جیوووقتی داشتم دنس رو میرفتم سعی می‌کردم به کوک نگ...

فیک کوتاه تک پارتی [ در خانه ی ات چه میگذرد]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط