دلتنڪَم از نبودنت

دلتنڪَم از نبودنت
در آیینہ‌ے تنهایی‌ام

تو را به رنڪَ خیاڸ میبینم
با مرور خاطراتت

پولڪ سفید اشڪ
بر دامڹ ڪَیسوهایم میچڪد

ببخش مرا ڪہ‌خیالم
همیشہ از تو تر است
وصی پور
دیدگاه ها (۱)

رد شدی از کوچه واز لای در دیدم تو رامی برد دل از من شوریده چ...

چشمانت حرف دلت را می زنندو زبانت حرف منطقت راتو سڪوت ڪڹ و بگ...

دست در دستت گذارم " ای بت رعنای من "عشق خود را ماه من در ع...

به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است،بی تو دنیای من ای دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط