صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانم

صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانم
دو چشمان قشنگت ، آتشی افکنده بر جانم

تو ای مه روی زیبایم ، بکش دست نوازش را
که همچون بره آهویی ، دوچشمت کرده حیرانم

هزاران بار ، گفتم من ، ومیدانم که میدانی
منم هستم خاک پای تو ، توهستی دین وایمانم

زبیم درد تنهایی دلم چون سرکه میجوشد
نمی دانم چرا گیجم ، چرا اینگونه بیجانم

توای آرامش جانم ، ندارم طاقت دوری
اگر دلداده ام باشی، فدایت میکنم جانم
دیدگاه ها (۳)

لعنت به فردایی که بی تو درد داردبه این جهان که خصلتی نامرد د...

دلم تنگ است این شب ها ، یقین دارم که میدانی ...صدای غربت من ...

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای و شاه بیت غزل های لال من شد...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط