True Love③⑥

True Love③⑥

تهیونگ
نه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی من خوبه ا/ت خوبهه نههههه
سریع رفتم پیش ا/ت اشکام رو پاک کردم
ا/ت: تهیونگ
تهیونگ: جانم عزیزم
ا/ت: من کجام
تهیونگ: بیمارستان
ا/ت: کسی بهت چیزی گفت؟
تهیونگ: چرا بهم نگفتی ا/ت چرا؟ من که شوهرت بودم کار من روحیه دادن به بیماران من باید الان بفهمم که تو مریضی
ا/ت: نمیخواستم ناراحت بشی سونگ عوضی
تهیونگ: پلیس گرفتش دورت بگردم من الان دارم میمیرم شنیدم تو چی کشیدی وقتی فهمیدی
ا/ت: مجبور شدم کنار بیام خواستم کاری کنم ازم متنفر بشی و وقتی مردم خوشحال بشی
تهیونگ: عشقم نگوو یه تار مو ازت کم بشه من میمیرم
ا/ت: گریه نکن همه برای رفتنند
بوسه ای به دستش زدم
تهیونگ: نه ا/ت تو شکستش میدی من میدونم
ا/ت: بیماری من شکست دادنی نیست من باهاش کنار اومدم میخوام برم بیرون از بیمارستان
تهیونگ: نهههه تا خوب نشدی نمیری از بیمارستان بیرون
ا/ت:عزیزم من باهاش کنار اومدم توهم بیا
تهیونگ: استراحت کن من برم بیرون بعد میام..
رفتم بیرون
تهیونگ: خانم دکتر
👩🏻‍⚕️: بله
تهیونگ: باید چیکار کنیم؟ باید عمل بشه؟
👩🏻‍⚕️: عملش خیلی ریسکیه اصلا نمیشه هیچ پزشکی قبول نمیکنه ۱۰درصد احتمال داره خوب بشه
تهیونگ: ۱۰درصد خب شاید بشه من میرم پزشک های خوب پیدا میکنم برمیگردم ا/ت ی من حالش خوب میشه
سریع رفتم جست و جو در اینترنت
به چندنفر زنگ زدم قبول نکردن یه نفر فقط مونده بود
دکتر: الو
تهیونگ: الو آقای دکتر من از پایتخت تماس میگیرم آقای دکتر ما اینجا یه خانم داریم تومور ساقه مغز داره میخواستم بگم میتونید عملش کنید
دکتر: من امروز میخوام برم آلمان عمل دارم آخر هفته برمیگردم
تهیونگ: آقای دکتر خواهش میکنم زنم رو نجات بدین تروخدا به هرکی زنگ زدم قبول نکرده تروخداا چاره ای ندارم
دکتر: هفته بعد برگشتم چشم گروه عمل رو اوکی کنید برای هفته ی بعد شنبه صبح
تهیونگ: ممنونم آقای دکتر ممنونممم
سریع رفتم پیش ا/ت
تهیونگ: زنگ زدم یه دکتر گفت هفته ی بعد شنبه عملت میکنه این دکتر ها شش ماه شش ماه نوبت میدن اما قبول کرد هفته بعد تورو عمل کنه
ا/ت: عمل من سخته موفقیت آمیز نیست
تهیونگ: حرف خوب بزن چی دوست داری الان
ا/ت: لباس عروسم رو میخوام..
تهیونگ: لباس عروست؟
ا/ت: آره
تهیونگ: زنگ میزنم بیارن

یک ساعت بعد
تهیونگ: بیا این هم لباس عروس
ا/ت لباس عروس رو بغلش کرد
ا/ت: 😭😭خیلی دلم میخواست بپوشمش کنار تو باشم
تهیونگ: عشقم ناراحت نباش عمل کردی بعدش باهم میریم ازدواج میکنیم
ا/ت:میگم من میمیرم این چند روز تو میگی بعد از عمل پولت رو بذار جیبت من عمل نمیکنم
ا/ت رو محکم بغل کردم
تهیونگ: حرف خوب بزن
ا/ت: عاشقتم هیچ چیز تو این دنیا بهتر از عشق نیست هیچ چیز
تهیونگ: فدات بشم
ا/ت: تهیونگ
تهیونگ: جان دلم
ا/ت: قول بده بعد از من بهم فکر نکنی و ازدواج کنی
تهیونگ: ا/ت
ا/ت: تهیونگ تروخدا بهم این قول رو زده که بتونم خیلی راحت بمیرم
تهیونگ: نمیتونم بهت این قول رو بدم چون عاشقتم
ا/ت: دیگه نباش تهیونگ ازدواج کن زندگی بساز بچه دار شو و امسال رو فراموش کن
نمیتونستم جلوی گریم رو بگیرم از اتاق رفتم بیرون و صورتم رو شستم برگشتم دیدم ا/ت خوابیده
تهیونگ: خوابی عزیزم؟
نگران شدم دکتر رو خبر کردم..

چند دقیقه بعد
تهیونگ: چیشده؟
👨🏻‍⚕️: خانم پارک رفتن نیمه کما
تهیونگ: نیمه کما؟ نه دارید اشتباه میکنید
👨🏻‍⚕️: متاسفم..

#فیک
#سناریو
#تهیونگ
#عشق_واقعی
دیدگاه ها (۴)

پارت. 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط