سال رویایی
سال رویایی
پارت ۱۴
هان: کجا؟
سونگمین: یونجون و سوبین. احتمالا اون دوتا سهمی رو گرفتن.
هان: راست میگی احتمال داره. بیا بریم به بقیه هم بگیم.
(رفتن پیش اعضا)
هان: تو بگو.
سونگمین: فکر کنم بدونم سهمی کجاست.
جونگین: کجا؟
سونگمین: اون دوتا قلدر. احتمالا اون دوتا سهمی رو گرفتن. وقتی فهمیدن ما اونو میشناسیم، دست به اینکار زدن.
هیونجین: با عقل جور در نمیاد.
لینو: چرا. اتفاقا همین امکان داره.
چان: خب اگر اینجوریه باید زودتر پیداش کنیم.
چانگبین: من بخاطر اون فسقلی نمیام
فلیکس: منم. چرا الکی خودمو گیر بندازم.
هان: بچهها. اون الان تو خطره.
لینو:دقیقا.
[سهمی] من داشتم به این فکر میکردم که چجوری راه فرار پیدا کنم.
سهمی: خدایااا. خسته شدم. هوی کثافتا، شما زندگی ندارین منو گیر آوردین.
سوبین: دهنتو ببند.
سهمی: اوفففف. (عصبانی) بیخیال.
چطور بود؟؟😅
پارت ۱۴
هان: کجا؟
سونگمین: یونجون و سوبین. احتمالا اون دوتا سهمی رو گرفتن.
هان: راست میگی احتمال داره. بیا بریم به بقیه هم بگیم.
(رفتن پیش اعضا)
هان: تو بگو.
سونگمین: فکر کنم بدونم سهمی کجاست.
جونگین: کجا؟
سونگمین: اون دوتا قلدر. احتمالا اون دوتا سهمی رو گرفتن. وقتی فهمیدن ما اونو میشناسیم، دست به اینکار زدن.
هیونجین: با عقل جور در نمیاد.
لینو: چرا. اتفاقا همین امکان داره.
چان: خب اگر اینجوریه باید زودتر پیداش کنیم.
چانگبین: من بخاطر اون فسقلی نمیام
فلیکس: منم. چرا الکی خودمو گیر بندازم.
هان: بچهها. اون الان تو خطره.
لینو:دقیقا.
[سهمی] من داشتم به این فکر میکردم که چجوری راه فرار پیدا کنم.
سهمی: خدایااا. خسته شدم. هوی کثافتا، شما زندگی ندارین منو گیر آوردین.
سوبین: دهنتو ببند.
سهمی: اوفففف. (عصبانی) بیخیال.
چطور بود؟؟😅
- ۱.۶k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط