با ذوق و خنده مشغول باز کردن هدیه های هیونگاش بود

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۷

با ذوق و خنده مشغول باز کردن هدیه های هیونگاش بود






جیهوپی هیونگش واسش یه باکس اندازه





ی قد خودش عروسک های کیوت و گوگولی گرفته بود





نامجونی هیونگ بهش یه گیفت بزرگ



که شامل بوم و صد و بیست رنگ از رنگ



. اکلریک بود با رنگ روغن و اب رنگ رو با تمام



سایز قلمو ها و کلی وسیله ی تزئینی و گیفت




های کوچولو هدیه داده بود




جین هیونگش براش یه پک کامل لوازم ارایشی دیور رو گرفته بود




که از کوچیکترین تا بزرگترین لوازم میکاپ و شنینون مو داخلشون بود



و یه خرگوش فسقلی





تهیونگ هیونگشم واسش پک کامل چهار



استایل چهار فصله مناسب گرون قیمت گرفته بود از برند سلین






شوگا هیونگش براش یه گیتار خاص و قشنگ گرفته بود


با میکروفن هد ست گوربه ای


و یه عروسک پشمالوی بزرگ گوربههههه









جونگ کوک هیونگش واسش کلی اسباب


بازی و لوازم تخصصی گیم رو گرفته بود



و البته کلی بازی ویدئوی که برن گیم بزنن





جیمینی هیونگم واسش کلی خوراکی و کتاب گرفته بود توی ژانر فانتزی




چون میدونست یکی از مورد علاقه های ا.ت



خوردن غذای تند و خوشمزه و فوری با نصفه شب کتاب خوندنه











اونقدری ذوق کرده بود که از ذوقققققق اشک




توی چشماش جمع شده بود و میون اشکایی که صورتش رو خیس کرده


بودن با اون قیافه ی لوس و کیوتش از هیونگاش تشکر کرد




و یه بغل محکمم از همشون گرفت که کلی به دلش چسبید









ا.ت : یاااا جین هیونگ باور کن دیگه بیشتر




از این نمیتونم بخورم واقعا سیرممم





جین : حرف نباشه خودم رفتم واست شخصا اسن سبزیجات و چیدم یاااااا ورلد واید هندسام


رفته واست سبزیجات و گوشت گرفته واست یه همچین سوپی درست کرده


زودباش بخور ببینم دختر






با حالت عجز به شوگا هیونگ نگاه کردم و که به حالت بیخیالی شونه بالا انداخت



وقتی جین هیونگ سوپا رو بهم خوروند


که حالم بهتر بشه رفت واسم میوه بیاره



که سریع به شوگا هیونگ با التماس


گفتم : هیونگ باور کن نمیتونم بخورم لطفا یه کاری بکن




لبخندای لثه ایش رو یا سخاوت واسم به


نمایش گذاشت و نچ بلند بالای کرد و گفت : باید زودی خوب بشی تا بتونیم به ارمیا


معرفیت کنیم پیشی



با عجز گفتم : اخه من خوبم هیونگ ببین



با نگاه غمگینی گفت : ا.ت جسمت خوشحاله ولی روحت زخمیه میخوایم خوبت کنیم


میخوام هیونگات بشن مرهمت پس فقط باهامون راه بیا بچه خب





انگار یکه ی بزرگی خوردم




من هنوز راجب تصادف بهشون کامل نگفته بودم بایر امشب بهشون میگم
دیدگاه ها (۲)

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۸شب شده بود و همه اومده بودن پیشم جین ه...

یه مدت طولانی بعد امروز قرار بود بلاخره اخرین ویرایش اهنگمون...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱6هیچ جوره نمی خواستیم قبول کنیم این دخت...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۵با نگرانی به دکتر چوی خیره بودیم مردمک...

سناریو:وقتی ا/ت با تهیونگ میره فروشگاه و یه عروسک بزرگ میخره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط