گیریم خنجر حرف تو بر پهلوی باورها نشست

گیریم خنجر حرف تو بر پهلوی باورها نشست
نوش دارویی،
شرابی،
شیونی،
شعری به کارش می کنیم

دل که چرکین شد چه کارش می کنیم؟!


محمدرضا_شفیعی_کدکنی
دیدگاه ها (۱)

همه ی جوان ها بالاخره یک روز عاشق می شوند ولی همه ی زندگی به...

ﺁﺧﺮ ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺏﺑﯿﻨﺪﺍﺯﺩ. ﻭ ﺁﻧﻮﻗﺖ ﺍﺯ ﺩﻭ...

فکر میکردم وقتی نباشی همه چیز حل میشودچه میدانستم نبودن تو ب...

موفقیت به سراغ کسانی می آید که آن قدر در تلاشند که وقت نمی ک...

‌‌

گاهی یک سؤال، فقط یک سؤال نیست...پنجره‌ای است به دنیای یک ان...

بی‌رحمانه‌ترین‌ حالتِ زیستناینجاست که ما؛هر‌چقدر هم چه غمگین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط