ﻧﻤﯽﺁﯾﯽ، ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻧﯽ، ﻧﻤﯽﺟﻮﯾﯽ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ

ﺧﺪﺍ ﻧﺎﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﺩﻝ، ﺭﻧﺠﺸﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﮕﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ؟!


دیدگاه ها (۰)

‌‌گاه آرزو می‌کنم ای کاشبرای تو پرتو آفتاب باشم،تا دست هایت ...

‌وای بارانبارانشیشه پنجره را باران شستاز دل من اماچه کسی نقش...

پیش چشمم چون به نرمی...می خرامی، می خرامی...در درونم می نشین...

‌زندگی می گفتازهرچیزمقداری به جا می ماند!دانه های قهوه درشیش...

ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﻏﻮﻏﺎ ﻣﯿﮑﻨﺪ❤️ﺑﻪ ﺷﺮﻃﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻟﺐ ﻫﺎﯼ “ﺗﻮ” ﺁﻣﺪﻩ ﺑ...

#سخن_خدا ﻭَﺃَﻋِﺪُّﻭﺍْ ﻟَﻬُﻢ ﻣَّﺎ ﺍﺳْﺘَﻄَﻌْﺘُﻢ ﻣِّﻦ ﻗُﻮَّﺓٍ ...

#سخن_خدا ﻭَﺃَﻋِﺪُّﻭﺍْ ﻟَﻬُﻢ ﻣَّﺎ ﺍﺳْﺘَﻄَﻌْﺘُﻢ ﻣِّﻦ ﻗُﻮَّﺓٍ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط