خنده ی روی لبت خاطره ساز است، بخند

خنده ی روی لبت خاطره ساز است، بخند
چهره ات با نمک خنده چه ناز است، بخند

چشم من خیره به لبهای تو در اوج سجود
به خدا خنده ی تو روح نماز است، بخند

اَخم کردی و دلم از غم گنگی پُرشد
تا بخندی دل من هلهله ساز است، بخند

خنده هایت همگی عین حقیقت هستند
خنده های همگان عین مجاز است، بخند

من و تو غرق سکوتیم و سخن خاموش است
خنده آغازگرِ راز و نیاز است، بخند

شاعری با همه ی شاعری اش می گوید
«قصه ی خنده ی تو دور و دراز است، بخند...
دیدگاه ها (۱)

کیستی در دل شب نام تو نجوای من است؟نیستی و همه شب عشق،تمنای ...

سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفتباختم در عشق و بر، این...

شوقِ دیدارِ تو را دارم که بیدارم هنوز ،ماهِ من! هر شب تو را ...

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانم همه هستی تویی فی الج...

« مردی بین ما »پارت ۸: «آتش زیر خاکستر» صدای بسته شدن درِ ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط