#طنز شهیدانهـ 🌹 🍃

#طنز شهیدانهـ 🌹 🍃
اردوگاه پر شده بود از خبرنگاران خارجے

بچه ها مجبور بودند در حضور افسران عراقے مصاحبه کنند😐
میکروفون را گرفتند جلوے یکے از رزمنده ها🎤

افسر عراقے پرسید :
پسر جان اسمت چیه؟
عباس

اسم پدرت چیه؟:
مش عباس

اهل کجایے؟:
بندر عباس

کجا اسیر شدی؟:
دشت عباس

افسر عراقے که فهمید پسر او را دست انداخته
با لگد به ساق پایش کوبید😡
و داد زد:
دروغ میگے😡
اسیر جوان در حالے که
خنده اش گرفته بود گفت :

نه به حضرت عباس 😂 😂 😂
#طنز_جبهه

⭕ ️ @dastan9 🇮 🇷
⭕ ️Sapp.ir/dastan9 🇮 🇷 #معرف_کانال_خود_باشید 🌹
دیدگاه ها (۱)

#طـنز_جبـههاردوگاه پر شده بود از خبرنگاران خارجےبچه ها مجبور...

نوستالژی دهه شصتیها با اجرای دهه نودیها

خاطره خواندنی و جالب یکی از اسرا ! وقتی اسیر شدیم از همه رسا...

جوک و لطیفه های دوران جنگ وقتی اسیر شدیم از همه رسانه ها آم...

به یاد ﻫﻤﻪ ﻟﻮطی‌ﻫﺎی ﺑﺎ ﻣﺮاﻡ🌹 آقا حمیدِ قصۀ ما، جوون بود و با...

#ذکر_روز_شنبه •┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم#شهید...

رنگ آمیزی مزار شهدا گروه جهادی مکتب العباس ۱۳۳

🎥پیکری که با خواب دختر شهید پیدا شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط