فقط برای اینکه بدونید فعالیت میکنم

فقط برای اینکه بدونید فعالیت میکنم
لایک های رمان تامم پر کنید
P2
وارد اتاق شدم و به زندر لگد زدم
اونم هلم داد
نش : هی هی
دستمو گرفت و پرتم کرد رو تخت ، بعد گوش زندر روگرفت و اونم پرت کرد رو یه تخت دیگه . زندر برعکس افتاد رو تخت . نش لگدی به پشتش زد .
نش : یه بار دیگه دعوا کنی بدتره . فهمیدی ؟
با ناله ادامه داد
زندر : بله نش
رو به من کرد و اخمی کرد
نش : دختر نبودی تورو هم ! هوففف . دیگه دعوا نکن . بهت حرکت های کابوی یاد دادم که از خودت دفاع کنی در مقابل پسرا ! ولی نه هر پسری . الکزندر برادرته ! قهر هم نکن از دخترای لوس خوشم نمیاد .
سری تکون دادم
گریسون : خب دیگه بسه نش آروم باش چون بعدا باید ازش معذرت بخوای
و بردم رو تخت خودش
جیمسون : خب نش وست بروک هاثورن . بعد از کارای تربیتی باید بگم کلا ۴ تا تخت داریم
گریسون : به ترتیب رو زمین میخوابیم
زندر : نابغه ۸ روز اینجاییم ۳ نفر در حقشون ظلم میشه
گریسون : من نگفتم ا.ت قراره رو زمین بخوابه
ا.ت : خب میتونم به ترتیب بغل هر کدومتون بخوابم . بدنم از همتون کوچولو جا میشیم
زندر : مطمئنم نش دوست داره نوبت منو بر عهده بگیره
نش : هههه !
ا.ت : نش !
نش : منظورم این بود که نه باید با خواهرت کنار بیای و به نظرم ایده ی گریسون بهتره
ا.ت : اوکی
و به سمت تختی رفتم
نش : اون مال منه
ا.ت : من انتخابش کردم اورن اینجاست یکی باید پالتومو در بیاره
اورن وارد اتاق شد و به سمتم اومد
جیمسون : خودم انجامش میدهم برو استراحت کن اورن .
به سمتم اومد کتمو در آورد و آویزونش کرد
ا.ت : جذاب شدی
جیمسون : ما اینیم دیگه
به سمت نش رفتم تو بغلش کشوندم
ا.ت : من میرم بیرون
نش : اول بوسم کن
بوسش کردم
نش : منظورم لپام بود جوجه
ا.ت : نگو بده اومد
نش : نه که نیومد
و رفتم به سمت در
گریسون : لباست بازه
ا.ت : خب
گریسون : عوضش کن
ا.ت : فضولیش به تو نیومده
دیدگاه ها (۴)

ببخشید بچها یه چند روز مشکل داشتم و اینا اورثینکر ها درک میک...

با اشک نگاهش کردیو پشت درخت قایم شدی . اون بعد ۵ سال رابطه ا...

P1پشت ماشین نشستیم گریسون ، جیسون و زندر پشت . منو نش هم جلو...

امروز تو دانشگاه همه به من نگاه می کردن که کوک از در کلاس او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط