روزی روباهی در جنگل در حال قدم زدن بود که کنار درختی تکه

روزی روباهی در جنگل در حال قدم زدن بود که کنار درختی تکه ای پنیر دید، ناگهان کلاغ سیاهی پنیر را دزدید و به بالای درخت فرار کرد !




روباه نگاهی غضبناک به کلاغ کرد و گفت : عووود شنو حاسبه روحیچ؟ آخر زرگه اسویده 😠
کلاغ سیاه در جواب گفت : براچی خودتو دیدی ؟ 😕
و اینگونه پنیر از دهان کلاغ افتاد و روباه پنیر را برداشت و با ذکر یالا بای رفت . 😂 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۱)

داستان جدید کلاغ و روباهکلاغ پیری تکه پنیری دزدید و روی شاخه...

سوال پست:عشق یا پول؟⛓️ ━━━━━━━━━━━━━━ ⛓️@ilura🖤 💬 💾 ✈️━━━━━━...

𝔜𝔬𝔲 𝔠𝔞𝔫'𝔱 𝔟𝔢 𝔟𝔢𝔱𝔱𝔢𝔯 𝔱𝔥𝔞𝔫 𝔪𝔢😩︵⏜࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵︵֪𝔞𝔳𝔦𝔩𝔩𝔞: سلام سلاچط...

«حُکمِ حَد؛ اخطارِ راهبردیِ بهرام محمدی به سرانِ قوا»«مهارِ ...

«حُکمِ حَد؛ اخطارِ راهبردیِ بهرام محمدی به سرانِ قوا»«مهارِ ...

#استوری_زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط