ای دل لبـــــریــــز از شـــوق و امـیــــــد!

ای دل لبـــــریــــز از شـــوق و امـیــــــد!

کـــاش می دیـــدی که فـــــردا نیستیـم

کــاش می دیـــدی که چون پنهان شدیم

در هـــمـــه آفـــاق پــیـــــدا نیستـیــــم

گـرچــه هر مــرگی تسلی بخش ماست

کانــدر ایــن هنــگامه تنــهـــا نیستیـــم!

بــدتر از مـــــرگ است آن دردی که بــــاز

زنـــــدگی می خـنــدد و مـــــــا نیستیم!
دیدگاه ها (۴)

*.The Law of Violence.*

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲۸ | اتاقی که نباید باز می‌شدهانا...

پارت ۱۶۳.۲.۱.اکشننننن🐺🦷پدر عسل چند ثانیه بهش خیره موند و بعد...

پیوند خون و اختیارپارت ۴ | خیانت نزدیک‌تر از همیشهسه روز از ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

P : 10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط