عجله داشتم. تندتند راه میرفتم...
عجله داشتم. تندتند راه میرفتم...
محکم به چیزی خوردم، آدم بود!
منتظر بودم بگوید : کوری؟!
دستش را به طرفم دراز کرد، با من دست داد...
و لبخندی زد...!!!
به گمانم " انسان " بود...
محکم به چیزی خوردم، آدم بود!
منتظر بودم بگوید : کوری؟!
دستش را به طرفم دراز کرد، با من دست داد...
و لبخندی زد...!!!
به گمانم " انسان " بود...
- ۱.۵k
- ۱۷ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط