کاش دلها نقش باران را به دریا می کشید

کاش دلها نقش باران را به دریا می کشید
طرحی از مهر و وفا را هم به دنیا می کشید

آبی احساس دل را می توان بر جان دمید
گر که بر بوم دلی،مهری به هر جا می کشید.
دیدگاه ها (۱)

‌‌‌تو فقط مال منی از لج این شاعرهانفسم،خورده نگیر اینهمه خود...

بر سرشچتر گرفتم دیدم؛او خودشباران است...!

ای بخت خفته، برخیز، تا حال من ببینیوی عمر رفته، بازآ، تا بشن...

با چشم هایت حرف دارممی خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگوی...

بهشت رامی‌توان روی زمین احساس کردوقتی کسیبرای شادی‌ات تمام ت...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط