تو پرستوی بهارانم باش ،

تو پرستوی بهارانم باش ،
از دلم کوچ مکن ،
من به مهمانی چشمان تو عادت دارم.
آن که خاطر تو را می خواهد
حتما نفسی می خواهد،
نفسم باش که من خاطرت را می خواهم
بیمارخنده های توام،
بیشتر بخند،
خورشید آرزوی منی،
گرم تر بتاب...‏‎
دیدگاه ها (۳)

زیر باران رفتمدلم از پاکی باران لرزید و نگاهم را شست و صدایم...

آدمــها کنــارت هستند . . تا کی؟تا وقتـــی که به تو احتــیاج...

تمام خنده هایم را نذر کرده امتا توهمانی باشی کهصبح یکی از رو...

خاطـــــــراتت مَـــــــرا به بَنــــــــد کشـــــــیدند.......

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

پادشاه مافیا Mafia-Knig

#اخرین_پیچ#پارت_39"𝐓𝐡𝐞 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐏𝐚𝐫𝐭"«زیر نور ماه » آن شب، ساحل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط