می روی اما نگاه سرسری دیگر نکن

می روی اما نگاه سرسری دیگر نکن
پیش چشمم از رقیبم دلبری دیگر نکن

مهره ی ماری که داری کار خود را می کند
با نگاهت... خنده ات... افسونگری دیگر نکن

آن قدرها که گمانت بود مؤمن نیستم
موی خود را پای بند روسری دیگر نکن

با برادر گفتنت آتش به جانم می زنی
جان من لطفا برایم خواهری دیگر نکن

هر کسی آمد به من زخمی زده حتی تو هم
زخم هایم را به من یادآوری دیگر نکن

زلزله با بم نکرد آن چه تو با من کرده ای
آنچه با من کرده ای با دیگری دیگر نکن
دیدگاه ها (۳)

منزل گه دل ها همه کاشانه ی عشق استهر جا که دلی گم شده در خان...

‍ دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که ه...

"اکسیژن" میخواهم "چکار" "وقتی" دلیل "نفس" کشیدنم ...

دنـیــــا چیست؟سرزمینی پر از درد و غم..پــر از بیوفـایی و تـ...

می روی اما نگاه سرسری دیگر نکنپیشِ چشمم از رقیبم دلبری دیگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط