عزیـــــزم!

عزیـــــزم!

✍ اگـــــہ میبینے چیــــــــــزے بهت نمیگم و سکــــــــــوت میڪنم...

↯↯دلیل بــــــــہ سادگیــــــــــم نیس...

آخ حرفـــــام سنگــــــــــینہ...

بـــــہ سایز گوشـــِت نمیخـــــوره...

جـــــر میخوره آخــــــــــہ...
دیدگاه ها (۲)

پـــــــــــــسرعــــــــموجـــ❤ـــــونتــــــــــولدت مــــ...

آقـــا پســری کــه قــرارِ مَــرد بِـشـی↓↑یــــادت بــاشـــه...

به بعضیـــــام بــــــــــــاس گفت:عزیزم… این دوتا گوشی که ر...

یبار بهت میگم این رفتارت اذیتم می‌کنه، دوبار بهت می‌گم این ر...

سفید و سیاه🤍🖤پارت پنجم⚡️# قسمت ۵: «زخم» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: ...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³³...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما چند لحظه ساکت موند. اخمش هنوز ...

part 52یونگی که هنوزم نگران بود یکم دستشو آروم گذاشت رو شونش...

ᴘᴀʀᴛ ۲۶ | یه حس عجیبچند هفته از شروع مدرسه گذشته بود.آرا کم‌...

Part:10مکان خونه آئوشی( ساعت ۹:۵۵ دقیقه صبح)=ویو نویسنده: آئ...

سناریو بلولاک وقتی داریم خودکشی میکنیم و میخوایم خودمونو از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط