آذرمیدخت (آزرمیدخت) سی و دومین پادشاه ساسانی بود. وی همان
آذرمیدخت (آزرمیدخت) سی و دومین پادشاه ساسانی بود. وی همانند خواهرش پوران دخت زنی با کفایت و لایق بود.
دو تن از دختران خسروپرویز به نامهای پوراندخت و آذرمیدخت به پادشاهی رسیدند. آذر میدخت یکی از دختران خسرو پرویز بود.
به گزارش رسانه ایران، مجله الکترونیکی چارقد در یکی دیگر از سلسله مطالبش در باره ی زنان نامور ایران باستان می آورد: در سال ۶۳۱ میلادی پس از "گشتاسب بنده" در جریان هرج و مرجی که بر کشور ایران حاکم بود توسط بزرگان کشور به شاهنشاهی ایران منصوب شد. آذرمیدخت (آزرمیدخت) سی و دومین پادشاه ساسانی بود. وی همانند خواهرش پوران دخت زنی با کفایت و لایق بود.
او برخلاف پادشاهان جاهطلب و خودخواه پیشین، خطر را پیشبینی
” دوران فرمانروایی وی بسیار کوتاهمدت بود ولی در همین زمان اندک اقتدار فوقالعاده او در امر کشورداری باعث شد ایران آشفته آن زمان برای مدتی در آرامش و امنیت به سر برد. “
میکرد و میدانست اگر ناعدالتی و ظلم چون گذشته ادامه یابد کشور به سوی نابودی میرود، از اینرو بزرگان را به حضور پذیرفت و به آنان گفت: «همه کارها را باید بر داد و آئین کنیم تا مردم در آسایش و رفاه قرار گیرند.»
او زنی با کیاست بود و به خوبی بر اوضاع نابسامان ایران در آن برهه آگاهی داشت، لذا برای برقراری آرامش در دربار آشفته زمان ساسانیان و برای جلوگیری از اغتشاشات داخلی گفت: «هرکس دوستدار من و نسبت به من وفادار باشد در پناه من خواهد بود و هرکس از پیمانم بگذرد سرش را بریده و بر دارش خواهم زد.»

دوران فرمانروایی وی بسیار کوتاهمدت بود ولی در همین زمان اندک اقتدار فوقالعاده او در امر کشورداری باعث شد ایران آشفته آن زمان برای مدتی در آرامش و امنیت به سر برد.
هنوز مدت زیادی از فرمانروایی او نگذشته بود که «فرخ هرمزد» را که میخواست وی را به زور به عقد خویش در آورد با نیرنگ به دام هلاکت انداخت، سپس پسر فرخ هرمزد «رستم فرخ هرمزد» به خونخواهی پدر به جنگ وی رفت.
آذرمیدخت در جنگ شکست خورد. پس از شکست وی، رستم با قساوت تمام، ابتدا چشمانش را کور کرد و سپس او را کشت.
دو تن از دختران خسروپرویز به نامهای پوراندخت و آذرمیدخت به پادشاهی رسیدند. آذر میدخت یکی از دختران خسرو پرویز بود.
به گزارش رسانه ایران، مجله الکترونیکی چارقد در یکی دیگر از سلسله مطالبش در باره ی زنان نامور ایران باستان می آورد: در سال ۶۳۱ میلادی پس از "گشتاسب بنده" در جریان هرج و مرجی که بر کشور ایران حاکم بود توسط بزرگان کشور به شاهنشاهی ایران منصوب شد. آذرمیدخت (آزرمیدخت) سی و دومین پادشاه ساسانی بود. وی همانند خواهرش پوران دخت زنی با کفایت و لایق بود.
او برخلاف پادشاهان جاهطلب و خودخواه پیشین، خطر را پیشبینی
” دوران فرمانروایی وی بسیار کوتاهمدت بود ولی در همین زمان اندک اقتدار فوقالعاده او در امر کشورداری باعث شد ایران آشفته آن زمان برای مدتی در آرامش و امنیت به سر برد. “
میکرد و میدانست اگر ناعدالتی و ظلم چون گذشته ادامه یابد کشور به سوی نابودی میرود، از اینرو بزرگان را به حضور پذیرفت و به آنان گفت: «همه کارها را باید بر داد و آئین کنیم تا مردم در آسایش و رفاه قرار گیرند.»
او زنی با کیاست بود و به خوبی بر اوضاع نابسامان ایران در آن برهه آگاهی داشت، لذا برای برقراری آرامش در دربار آشفته زمان ساسانیان و برای جلوگیری از اغتشاشات داخلی گفت: «هرکس دوستدار من و نسبت به من وفادار باشد در پناه من خواهد بود و هرکس از پیمانم بگذرد سرش را بریده و بر دارش خواهم زد.»

دوران فرمانروایی وی بسیار کوتاهمدت بود ولی در همین زمان اندک اقتدار فوقالعاده او در امر کشورداری باعث شد ایران آشفته آن زمان برای مدتی در آرامش و امنیت به سر برد.
هنوز مدت زیادی از فرمانروایی او نگذشته بود که «فرخ هرمزد» را که میخواست وی را به زور به عقد خویش در آورد با نیرنگ به دام هلاکت انداخت، سپس پسر فرخ هرمزد «رستم فرخ هرمزد» به خونخواهی پدر به جنگ وی رفت.
آذرمیدخت در جنگ شکست خورد. پس از شکست وی، رستم با قساوت تمام، ابتدا چشمانش را کور کرد و سپس او را کشت.
- ۲.۸k
- ۰۶ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط