+تو این چند روز شوگا باهام سرده راستی بعد اون مهمونی شوگا

+تو این چند روز شوگا باهام سرده راستی بعد اون مهمونی شوگا تنبیه هم کرد تا یک هفته راه نمیرفتم (خودتون بهتر میدونید)

فلش بک
+مهمونی تموم شد همه رفتن خونه ی عمو اینا منو و شوگا نرفتیم چونکه شوگا اصرار کرد ما میمونیم نمیدونم چش شد حالا هم رفت بدرقه مهمونا در زدن باز کردم که دیدم شوگا منو چسبوند به دیوار
×مگه نگفتم که با پسرا گرم نگیر
+ش..شوگا چیکار میکنی
×الان میبینی مگه نگفتم تنبیه میشی و تو هم قبول کردی و حالا

راوی:یونگی لباشه محکم کوبوند روی لبای دوهی انقدر محکم مک میزد که کل لبای دوهی رو بنفش کرد رفت سراغ گردنش و ترقوه هاش اونجا هم کیش مارک میزاشت و لباسای دوهی و خودش رو در اورد و .........


فلش بک زمان حال
+اره دیگه اینطوریه باهام سرده و بهم اهمیت نمیده


ویو یونگی
×امروز تولد دوهی چند روزه باهاش سردم تا بعدش سوپرایزش کنم با همه هم هماهنگ کردم شب بود اماده شدم و کیک رو گرفتم یجی هم رفته بود طبیعت گردی با جیمی منم که اماده شدم دیدم صدای در اومد همه لامپا خاموش بود
+فاک چرا لامپا خاموشه ترسیدم
همه:تولدت مبارکککککککک(جیغ و هورا)
+هیه یااااا ترسیدم
-تولدت مبارک خواهر عزیزم
×تولدت مبارکککککک خوشگلم
و همه تبریک گفتن و تولدو جشن گرفتن (نکته الان هشت ماه گذشته)که یکدفعه
دید دوهب شروع شد
+اااااااااااااااااااااااا اخخخخ (جیغ و گریه و افتاد زمین)
×چیشد
+ب....هو‌....بچه....هو.هو.داره میادددددددددد(اخرش با جیغ)
-بدو ببریمش
٫طاقت بیار خوشگلم
+اااااااااااااااااااااااا
✓تحمل کن نفس عمیق بکش خوب میشی
+شما هیچی بلد نیستید اخههههههه
✓ ~=¥مگه ما اصلا دوست پسر داریممممممم
÷تو شوهر داری
+می خواید منو بکشید عجله کنیددددددددددد
-رسید

و دوهی رو بردن بیمارستان و بچه به دنیا اومد اسمشو گذاشتن مین هوسوک درسته اسم عموش رو گذاشتن و یونگی و دوهی ازدواج کردن و دیگه هیچ من کرم دارم منتظر فصل سه باشید

مشخصات
+دودوهی
-یونگی
&مین هوسوک
بقیه نیستن کوک(اون کوکی نیست اسم دوست پسر لیسا جونگکوک‌ بود ) و لیسا ازدواج کردن و رفتن تایلند یه شرکت به اسم ALTEREGO زدن و زیر زیرکی مافیان جیسو و جین هم که اول ازدواج کردن و رفتن ژاپن و شرکتی به اسم AMORTAGE زدن رزی و جیمین هم ازدواج کردند و داخل نیوزلند شرکت جدید زدن به نام rosie جنی و ته هم که ازدواج کردن وداخل چین شرکتی به نام RUBY زدن اینا هنوز مافیان و هنوز باندشون هست و ما ما هم داخل کره جنوبی هستیم و شرکت که داشتیم من شرکتم دل لونا بود شوگا هم مانترا رو اداره میکنیم

تعداد پارت: پنج تا هشت شایدم کمتر
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۴مست شده بودم حالم دست خودم نبود.ناله میکردم و میگفتم ...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟦- یونجی؟ یونجییی؟یونگی داد زد و به ...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

دوپارتی اسمات*part²این پارت اسماته جنبه نداری اصلا نخون!ویو ...

you like it پارت¹کرواتش رو سفت کرد و وارد شرکت شد..روبه روی ...

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت آخرکم کم پاهاش سست ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴یک هفته بعد...رینا توی ...

فیک مافیاها پارت ۴۰. پارت اخرشوگا: هوفففف باشه مشکلی نیست می...

پارت ۲۷ — «چیزی که باید رسمی می‌شد»صبح روز بعد، خبر ازدواج ه...

♡سلام من مین ا.ت هستم و ۱۳ سالمه و من ایرانی هستم و وقتی کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط