[بازی مرگ ]

[بازی مرگ ]
پارت 36

آمورته اولین کسی بود که سر آن جسد رو بلند کرد و با دقت نگاهش کرد و جونگ کوک رو همراه کی سوک و یونگی ایستاده بودن مشاهده کرد همان لحظه اون ها مانند سایه های از پله ها انتهایی ساختمان پایین آمدن جونگ کوک با بلوز سفیدی که حال با خون آغشته شده بود جلو آمد و کنار آن دو برادر ایستاد با همون اخم های سرد و نگاه یخ زده اش خودش رو به جمع رسوند و صدای خش دارش فضا رو پر کرد
جونگ کوک : براتون آشناست مگه نه
همه رد نگاه های جونگ کوک که رو آن سه عضو محفل زوم بود را دنبال کرد دقیقاً چشم های باز آن جسد به طرفه همان سه نفر خیره بود سانگ هیون سیک مرد نامرد که هوای خطر رو حس کرد سریع با صدای لرزون نجوا کرد حتا یه لحظه هم نمی‌خواست هدف جونگ کوک بشه
هیون سیک : همه چی تقصیره سانگ بومه اون این معامله رو شروع کرد
جانگ مین سریع بلند شد و را عصبانیت‌ گفت جانگ مین : تو خودت هم زیر اون قرار داد فاکی رو امضا کردی پیرمرد بزدل
جونگ کوک با لحن سردی نجوا کرد
جونگ کوک : بهتون گفته بودم که اگه کسی اشتباهی بکنه پاکش میکنم
مین گیل که وکیل شون بود خواست خودش رو آروم نشون بده
مین گیل : مطمئنم تو اون قرار مشکلی پیش نیومده
کی سوک از پشته سر جونگ کوک آمد و پرونده قطوری را به طرفش گرفت بلافاصله مین گیل سری ازش گرفتش و بازش کرد با خوندن چیز های با شوک پرونده از دستش افتاد دومین نفر آمورته بود که اون رو خوند
دوید: لعنتی سرمون کلاه گذاشتن اون سهام های که بهمون دادن از شرکت هاش وجود نداره
کی سوک با خنده گفت : انقدر حرفه ای سره تون کلاه گذاشتن که مین گیل جان با حجم از تجریش نتونست بفهمه
مین گیل با عصبانیت روبه بقیه کرد مین گیل : عوضیا صد میلیون دلار منو به باد دادین
دوید: دیگه باید پول هاتو تو خواب ببینی چون اونا پیشه همین مرد بودن که الان مرده کسی هم نمی‌دونه کجاست
جونگ کوک پوزخند زیر لبی زد و با صدای مرگباری لب زد
جونگ کوک : درسته نباید اینقدر احمق می‌بودین من با کمک یونگی تونستم اون قرار دادو لغو کنم...
هیون سیک به به آرومی دم گوش سانگ بوم نجوا کرد هیون سیک : مین اینجا چیکار میکنه اگه اون برامون مجازات تعیین کنه کارمون تمومه
سانگ بوم خونسرد ایستاده بود جونگ کوک بی هیچ کلامی شروع به قدم زدن کرد قدم هایش سنگین و با اعتماد به نفس و قدرت بود در میون راه تنه محکمی به هیون سیک زد طوری که نزدیک بود تعادلش رو از دست بده ولی بی توجه به طرفه سانگ بوم رفت با نگاه خشن و ترسناکی بهش خیره ماند جونگ کوک : تقاص رو اونی پس میده مجازات رو اونی متحمل میشه که مُص‍ِر به انجام قرار داد بود
دیدگاه ها (۴)

[بازی مرگ ]پارت 37سانگ بوم آروم چشم هاشو از کفش های براق جون...

[بازی مرگ ]پارت 38یونگی پوزخند صدا داری زد و روبه بقیه گفت ی...

[بازی مرگ]پارت 35جانگ مین کوچک ترین عضو محفل که فقط بیست و پ...

🌙 داستان : «عشق پنهان»شروع زندگی مشترکبعد از دو سال، جونگ‌کو...

پارت ۲۷ 🖤به انبار قدیمی رسیدیم. هوا تاریک بود و صدای باد از ...

پارت ۵۷ مرد چند قدم از تاریکی بیرون آمد.نور ضعیف چراغ خیابان...

پارت ۴۶ صدای قدم‌های دو هیون از راهرو می‌آمد.آرام...اما سنگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط