تو حموم بودم …… مادرم اومده در زده میگه : فرزاد فرزين میش

تو حموم بودم …… مادرم اومده در زده میگه : فرزاد فرزين میشناسی؟ گفتم : آره چطور مگه؟ .
.
مامانمم گفت :
دختر همسایه بالایی اومده میگه : از علی عبدالمالکی نخون من دوس ندارم .. از فرزاد فرزين بخون
:|
دیدگاه ها (۲)

حق سر من زیاد اومده . تو کربلا هیئت حسین ستوده دمپایی

تو منو دوست داری؟پارت ۲۹ دامیان : آره خودمم انیا: آوه آوه چر...

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

سناریو سو پارت اخر

پارت ۲۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط