لبت امید قنادان دو دستت حلقه جانان

لبت امید قنادان دو دستت حلقه جانان
میان مردمک هایت “دُری” رقصان، “نَمی” لرزان

نسیم جعد گیسویت معطر از گل رویت
چه طوفانی بپا کرده کنارت ظهر تابستان
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

دقیقه‌های من با تو غرق خوشحالیستکنار چشم تو بودن چه خوب احوا...

"روح زخمی"ناراحت نیستم از آتشی که میان زندگی ام بپا کردی،طوف...

تهیونگ روی مبل نشسته بود که ناگهان نگاهش روی مچ خالی‌اش افتا...

...تو آن ابر بهارانی و من چون شعر بارانیپریشان کرده‌‌ای ما ر...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

یقین دارم که می آیی-شعری زیبا از هما میر افشار یقین دارم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط