رفتم از این چشم بندایی که خارجیا موقع خواب میزنن خریدم!

رفتم از این چشم بندایی که خارجیا موقع خواب میزنن خریدم!

که مثلا با ارامش بخوابم.

.

.

.

هروقت میزنم

همش استرس دارم یکی بیاد بپره رو شکمم
دیدگاه ها (۸)

خیر سرش توی هوای دونفره خواسته با عشقش قدم بزنه.

هنوز تو گذشته گیر کرده...@-@

کیسه هوای اتومبیل......خخخخخخ

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

dark love

فیک شوگا پارت هفتم مافیای بیرحم دختر لجباز

حق حق وایخیلی رو مخه این قضیههمن خودم خیلی چیزا رو بعدا دیدم...

پارت ۲

توجه:این پست توهین به هیچ شخصی نیست یا منظور به شخص خاصی نیس...

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط