من همان قفلم که از اول کلیدم گم شده

من همان قفلم که از اول کلیدم گم شده

بی تو ای دست گشایشگر امیدم گم شده


مثل یک خفاش ، سرگردان، شتابان، بیقرار

در دل شب آرزوهای سپیدم گم شده


خاطرات بد همیشه حک شده در خاطرم

خاطرات خوب لای سررسیدم گم شده


مانده بودی ، مانده بودم، مانده بودیم و کنون

جمله ای هستم که ماضی بعیدم گم شده


آه عشق روسیاهم تو چه کردی با خودت؟

هرچه خوبی روز اول در تو دیدم گم شده

 


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

نشسته نقش نگاهت به چشم خواب زدهچنانکه ماه تنش را به حوض آب ز...

ای مانده بی جواب سوال جدایی اتسردرگمم به قصه ی بی ردپایی ات ...

گم شدم توی غباری که تو را با خود برددست های شب تاری که تو را...

قرار بود که ما راهمان به هم بخوردکه سر نوشت دو تا بی نشان به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط