و دستهای او

🍒🌱و دست‌های او،
نيروی نور بود.
نيروی نور با رمق دست‌های من،
بيدار شد، حرارت شد،
خورشيد شد، سخاوت شد...🍒🌱

#یداله_رویایی
دیدگاه ها (۰)

🌱🍒گويا در ادامه‌ي رفتن تو، بهار نيامد؛هر چهار فصل سال، رنگ و...

🍒🌱دست مرا بگیر، که آب از سرم گذشتخون از رُخم بشوی، که تیر از...

🌱🍒آینه‌ها و شب‌پره‌های مشتاق را به من بدهروشنی و شراب راآسما...

🍒🌱در دو چشم نیلگونت شد خلاصه آسمان عطر عطاران وزد از گیسوانت...

اینم از مال یومی، همین دیگه، چی بگم😃اینام هستن.چیزایی که دوس...

یه شعر سیاسی بخونیم :)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط