.

.
.
از کنار هر دختری رد میشد
یک تنه ی جانانه میزد و لذت میبرد...
-یک اصطکاک دوست داشتنی با هرکسی که در نظرش خوش تراش تر بود!!
یک آن دیدم مقابل من است
نفسم حبس شد
چادرم را کشیدم جلوتر و میخکوب سرجایم ایستادم
ببخشیدی گفت و خودش را کنار کشید...
حالا دیگر چادرم را بیشتر دوست داشتم
خدایا ممنون بابت این سپر بلا
دیدگاه ها (۱)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

*بسم الله*از کنار هردختری که رد می شدیک تنه ی جانانه می زد و...

از کنار هردختری که رد می شدیک تنه ی جانانه می زد و لذت می بر...

از کنار هر دختری که رد می شد ، یک تنه ی جانانه می زد و لذت م...

از کنار هر دختری که رد می شد ، یک تنه ی جانانه می زد و لذت م...

از کنار هردختری که رد می شد یک تنه ی جانانه می زد و لذت می ب...

از کنار هردختری که رد می شدیک تنه ی جانانه می زد و لذت می بر...

از کنار هردختری که رد می شدیک تنه ی جانانه می زد و لذت می بر...

از کنار هردختری که رد می شدیک تنه ی جانانه می زد و لذت می بر...

از کنار هردختری که رد می شد یک تنه ی جانانه می زد و لذت می ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط