A love that begins with jealousy ✨
A love that begins with jealousy ✨
part23:
ویو صبح:
جیهوپ بیدار شد و روبروش صورت زیبا و بی نقصه ات رو دید..
جیهوپ: چقدر خوشگلیی تو....
ویو جیهوپ:
صدای اعضا از حال میومد داشتن صحبت میکردن نمیدونم درباره چی؟
رفتم تو حال...
جیهوپ: سلاام به همگی دیشب خوش گذشت؟ 😁
همه: سلامم هوپیی،
تهیونگ: اره هوپیی....(متوجه جای چنگ ناخن ات روی گردنش میشه)
تهیونگ: جیهوپ انگار به تو بیشتر خوش گذشته😤
جیهوپ: یااااا چی میگی دیشب داشتیم با ات فیلم ترسناک نگاه میکردیم ترسیده بود منو بغل کرده بود ، با ناخنش یهو منو چنگ انداخت.(خوب جمع کرد)
تهیونگ: عهه🤨
جین: بسه... بچه ها دو روز دیگه کنسرت داریم
کوک: ایول......
ات: سلام بچه هاا🥱🥱
کوک: سلام اتی یه خبر خوب دارم برات....
ات: چی؟...
کوک: دوروز دیگه کنسرت داریم... 💃🏻
ویو ات:
واییی نه اخه الان چرا، من نمیتونم اون همه ادم هست ولی خب فکر کنم ارزوم براورده شده میخوام برم روی استیج ولی استرس دارم(توی ذهنش)
کوک: هییی.....
کوک: ات..... الوووو
کوک: ات..... با توام🤨
ات: ها چی بله،،، باشه (درحال رفتن به اتاق جیهوپ)
نامجون: هی ات....
ات: بله
نامجون: اتاقت امادس میتونی دیگه اونجا بخوابی😊
ات: عهه باشه🙂
ات داشت وسایل هاشو جمع میکرد که جیهوپ اومد..
جیهوپ: چاگیا میگم که... دیگه تو اتاق من نمیخوابی؟
ات: نه عزیزم اتاق دارم دیگه (یهو منظورش رو فهمید)
ات: هوپی(رفت توی بغلش) من چه کنارت باشم چه نباشم دوباره پیش همیم، هروز همو میبینیم، باهم میرقصیم....
جیهوپ: اما.....
ات: باید حواسمون باشه از رابطمون کسی با خبر نشه هوپیی🥺
جیهوپ: اممم.... باشه
ات: افرین امیدم(یه بوسه روی لب هوپی میزاره و میره اتاقش)
ویو موقعه ناهار....
همه دور هم جمع شده بودیم داشتیم ناهار میخوردیم، از حق نگذریم غذا های جین هیونگ خیلی خوشمزس....
شوگا: میگم ات، استرس نداری برای کنسرت؟ چون اولین بارته.
ات: چرا اتفاقا خیلی استرس دارم، میترسم ارمیا دیگه شما رو دوست نداشته باشن چون یه دختر عضو گروهتون شده یا میترسم هیت بگیرید!
چون شماها کلی تلاش کردید تا به اینجا رسیدید شما یه اسطوره اید....
شوگا:(دستشو میزاره روی دست ات) ببین ات تو عالی هستی چه زود اومدی تو گروه چه دیر تو بازک عضو گروه مای، و یه چیزی تو صدات مشکل نداره، رقصتم که عالیه چرا باید هیت بگیری؟
ویو جیهوپ:
ات استرس داشت برای کنسرت چیکار کنم خوشحال بشه؟
اها فهمیدم سوپرایزش میکنم😊
ات: با حرف های که یونگی بهم زد واقعا اروم شدم ولی ته دلم دوباره یه ترسی بود ولی اهمیت ندادم🙂
فلش بک به موقعی که شوگا داشت با ات صحبت میکرد::
نامجون ویو:
شوگا داشت ات رو استرسشو کم میکرد متوجه گردن ات شدم!
یعنی چی شده؟
واسا ببینم دیروز که ما کمپ بودیم ات و جیهوپ خونه بودن یعنی😳
یه نگاه به جیهوپ کردـ
جیهوپ هم گردنش چنگ خورده، گفت که ات از ترس کرده، معلومه که دروغ میگه....
فعلا صداشو درنمیارم، شاید من بد فکر میکنم😮💨
..........
پارت بعدی منتظر باشید سیسیای گل ✨🤍
#فیک #فیکشن #بی_تی_اس #حمایت #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #ویو #هوپی #اتحاد_آرمی_و_بی_تی_اس #سناریو_بی_تی_اس
part23:
ویو صبح:
جیهوپ بیدار شد و روبروش صورت زیبا و بی نقصه ات رو دید..
جیهوپ: چقدر خوشگلیی تو....
ویو جیهوپ:
صدای اعضا از حال میومد داشتن صحبت میکردن نمیدونم درباره چی؟
رفتم تو حال...
جیهوپ: سلاام به همگی دیشب خوش گذشت؟ 😁
همه: سلامم هوپیی،
تهیونگ: اره هوپیی....(متوجه جای چنگ ناخن ات روی گردنش میشه)
تهیونگ: جیهوپ انگار به تو بیشتر خوش گذشته😤
جیهوپ: یااااا چی میگی دیشب داشتیم با ات فیلم ترسناک نگاه میکردیم ترسیده بود منو بغل کرده بود ، با ناخنش یهو منو چنگ انداخت.(خوب جمع کرد)
تهیونگ: عهه🤨
جین: بسه... بچه ها دو روز دیگه کنسرت داریم
کوک: ایول......
ات: سلام بچه هاا🥱🥱
کوک: سلام اتی یه خبر خوب دارم برات....
ات: چی؟...
کوک: دوروز دیگه کنسرت داریم... 💃🏻
ویو ات:
واییی نه اخه الان چرا، من نمیتونم اون همه ادم هست ولی خب فکر کنم ارزوم براورده شده میخوام برم روی استیج ولی استرس دارم(توی ذهنش)
کوک: هییی.....
کوک: ات..... الوووو
کوک: ات..... با توام🤨
ات: ها چی بله،،، باشه (درحال رفتن به اتاق جیهوپ)
نامجون: هی ات....
ات: بله
نامجون: اتاقت امادس میتونی دیگه اونجا بخوابی😊
ات: عهه باشه🙂
ات داشت وسایل هاشو جمع میکرد که جیهوپ اومد..
جیهوپ: چاگیا میگم که... دیگه تو اتاق من نمیخوابی؟
ات: نه عزیزم اتاق دارم دیگه (یهو منظورش رو فهمید)
ات: هوپی(رفت توی بغلش) من چه کنارت باشم چه نباشم دوباره پیش همیم، هروز همو میبینیم، باهم میرقصیم....
جیهوپ: اما.....
ات: باید حواسمون باشه از رابطمون کسی با خبر نشه هوپیی🥺
جیهوپ: اممم.... باشه
ات: افرین امیدم(یه بوسه روی لب هوپی میزاره و میره اتاقش)
ویو موقعه ناهار....
همه دور هم جمع شده بودیم داشتیم ناهار میخوردیم، از حق نگذریم غذا های جین هیونگ خیلی خوشمزس....
شوگا: میگم ات، استرس نداری برای کنسرت؟ چون اولین بارته.
ات: چرا اتفاقا خیلی استرس دارم، میترسم ارمیا دیگه شما رو دوست نداشته باشن چون یه دختر عضو گروهتون شده یا میترسم هیت بگیرید!
چون شماها کلی تلاش کردید تا به اینجا رسیدید شما یه اسطوره اید....
شوگا:(دستشو میزاره روی دست ات) ببین ات تو عالی هستی چه زود اومدی تو گروه چه دیر تو بازک عضو گروه مای، و یه چیزی تو صدات مشکل نداره، رقصتم که عالیه چرا باید هیت بگیری؟
ویو جیهوپ:
ات استرس داشت برای کنسرت چیکار کنم خوشحال بشه؟
اها فهمیدم سوپرایزش میکنم😊
ات: با حرف های که یونگی بهم زد واقعا اروم شدم ولی ته دلم دوباره یه ترسی بود ولی اهمیت ندادم🙂
فلش بک به موقعی که شوگا داشت با ات صحبت میکرد::
نامجون ویو:
شوگا داشت ات رو استرسشو کم میکرد متوجه گردن ات شدم!
یعنی چی شده؟
واسا ببینم دیروز که ما کمپ بودیم ات و جیهوپ خونه بودن یعنی😳
یه نگاه به جیهوپ کردـ
جیهوپ هم گردنش چنگ خورده، گفت که ات از ترس کرده، معلومه که دروغ میگه....
فعلا صداشو درنمیارم، شاید من بد فکر میکنم😮💨
..........
پارت بعدی منتظر باشید سیسیای گل ✨🤍
#فیک #فیکشن #بی_تی_اس #حمایت #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #ویو #هوپی #اتحاد_آرمی_و_بی_تی_اس #سناریو_بی_تی_اس
- ۲۰۱
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط