P15 ممکنه پارت یکم 🔞باشه

P15 ممکنه پارت یکم 🔞باشه
F2
(با لباس زیر پیش هم بودن😈)

که فردا..........

دامیان بیدار شد و رفت حموم

۳ ساعت بعد
دامیان:انیا انیا انیا انیا انیا انیا انیا انیا انیا انیا
انیا تازه از خواب پاشود
انیا:انیا یو درد،مرز،کوفت،ها چته چه مرگته(خواب الود)
دامیان:حوله.م رو بده
انیا پاشد رفت حوله دامیان رو برداشت و برد سمت در و گفت بگیر
ولی دامیان به جا اینکه حوله رو بگیره دست انیا رو گرفت و انیا رو کشید تو و در حموم رو قفل کرد😈
(دو پارت دارم به همتون حال میدم)
ویو انیا
رفتم حوله دامیان رو برداشت بردم جلو در گفتم بگیر ولی اون به جا اینکه حوله رو بگیره،دست منو گرفت و کشیدم تو حموم،درو قفل کرد
(انیا لباس زیر تنش بود😈)
وقتی رفت تو و دامیان درو قفل کرد انیا روشو برگردوند تا دامیان رو لخت نبینه
انیا:دامیان بخدا زند.ت نمی زارم
ولی دامیان رفت جلو و خیلی اروم و دستش رو گذاشت رو سوتین انیا و خواست بازش کنه و هنگام باز کردنش گفت
دامیان:من نامزدت.م نباید از من خجالت بکشی،تازه ماکه در اخر یه روزی اینو انجام میدیم پس،چرا الان نباشه؟
سوتین باز شد(ادامه.ش رو میدونید)
و بعد از دو ساعت اومدن بیرون
برا امروز کافیه
پارت های بعد فردا
گزارش بی گزارش
****
دیدگاه ها (۱۷)

P16F2که انیا یه ان از خواب پرید ویو انیایعنی همش خواب بود😲هم...

P17F2بکی:بچه ها بیاید جرئت و حقیقت بازی کنیم!همه:باشهنشستن و...

ادامهممکنه وستا 🔞بشهرفتن سره تمرین قسمت اولکاران:ببینید قرار...

P14F2کاران:داستان از این قرار این زوج ما مثل الان نامزد هستن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط