یک جام شراب می شود چشمانت

یک جام شراب می شود چشمانت
تامست وخراب می شود چشمانت

می دانم و شب دوباره می خوانمشان
انگار کتاب می شود چشمانت

من پرسش روزهای عاشق شدنم
هر لحظه جواب می شود چشمانت

وقتی که به این و آن نظر میکند
دیوانه خطاب می شود چشمانت

ازبس که تماشایی و زیباست هنوز
در خاطره قاب می شود چشمانت

پی برده ام ای عزیز تنها ، تنها
باعشق مجاب می شود چشمانت

یک عده به بیراهه دچار آمده اند
آنجا که سراب می شود چشمانت

آرامش یک جهان بهم خواهد خورد
آنگاه که خواب می شود چشمانت

من ماهی افتاده به دامم آیا
مفهوم ثواب می شود چشمانت؟
ولی
من همیشه بیادت شعر میگویم

هر وقت دلتنگم میشوی
سری به نوشته هایم بزن

من هم قول میدهم
هروقت دلتنگت شدم
عکسهای تورا نگاه کنم
دیدگاه ها (۲۳)

عشق ِ من رفت و ولی خاطَرَش از یاد نرفتمثل ِ شیرینی که از خاط...

چقدر فاصله تا دست های هم داریم؟چقدر خاطره با کاغذ و قلم داری...

هر روز می روم به مسیری که دیدمتجایی که عاشقانه به جانم خریدم...

بی ادعا عاشق شدم بی ادعا هم می روم با"مد" شدم ساحل نشین،با ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط