دست کردم تو جیبام
دست کردم تو جیبام
سه هزار تومن بیشتر نداشتم!!
بارون تندی میامد
وکلی راه مونده بود تا خونه
گل خریدم.....
و تا خونه پیاده رفتم!!
شب خیلی قشنگی بود....
اون عاشق گل بود
و من عاشق راه رفتن تو بارون....!!
«حمید جدیدی»
سه هزار تومن بیشتر نداشتم!!
بارون تندی میامد
وکلی راه مونده بود تا خونه
گل خریدم.....
و تا خونه پیاده رفتم!!
شب خیلی قشنگی بود....
اون عاشق گل بود
و من عاشق راه رفتن تو بارون....!!
«حمید جدیدی»
- ۹۲۱
- ۲۸ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط