دیر شد، بازآ

دیر شد، بازآ
که ترسم ناگهان پرپر شود،
دسته گل هایی
که از شوقِ تو در دل بسته ام ...!
دیدگاه ها (۹)

تو خود صبح جمعه ای و قرار منی،منم که از آن قرار ، بی قرار ش...

جمعه یعنیتعطیلیِ هرچی غیرِ تو ...یعنی موندن و خط کشیدنزیرِ ا...

تو در کنار خودت نیستی نمی دانی؛که در کنار تو بودنچه عالمی دا...

در دلمآرزوی آمدنت میمیرد…رفته ای اینک،اما آیا باز میگردی؟چه ...

ای گل شکسته ساقه....گل پرپر که به یاد هجرت پرنده هایی...

شعار مردم تو خیابونای مشهد:این گل پرپر ز کجا آمده؟از سفر کرب...

باید به تو تقدیم کنم جان و تنم را🌸تا بلکه در آغوشِ تو یابم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط