تا توانستند ...

تا توانستند ...
سر به" ســـر"م گذاشتند و
پا به "پا"یم راه آمدند!
...
و چون چیزی نصیبشان نشد،
مرا دختری" بی سر و پا" نامیدند!

...

چه پارادوکس سنگینی بود!! ...
میان حرف و عملشان ..
دیدگاه ها (۴)

تمام شعرهای عاشقانه هایم را باید بسوزانمتا از حرارتش کمی گرم...

از یـاد تـو بـرنـداشـتـم دسـت هـنـوزدل هست به یاد نرگست مست ...

#لیلی_و_مجنون پا به پای من بیادست در دست تو می مانم!!#لیلی م...

وقتی چشمانم را روی هم می گذارمخواب مرا نمی بردتو را می آورد!...

پارت ۱۱"من کجام؟"اوبیتو زیر لب زمزمه کرد، توی یک جنگل بزرگ ب...

0I need you're body part 4بعد از زدن اون حرف ها به بابام به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط