تا زنده باشم چون کبوتر دانه می خواهم

.....
تا زنده باشم چون کبوتر دانه می خواهم
امروز محتاج توام؛ فردا نمی خواهم

آشفته ام...زیبایی ات باشد برای بعد
من درد دارم شانه ای مردانه می خواهم

از گوشه ی محراب عمری دلبری جستم
اکنون خدا را از دل میخانه می خواهم

می خندم و آیینه می گرید به حال من
دیوانه ام، هم صحبتی دیوانه می خواهم

در را به رویم باز کن! اندوه آوردم
امشب برای گریه کردن شانه می خواهم.....
دیدگاه ها (۵)

.....ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشتیا ناله من در دل سنگت اثر...

.....نبودی تا ببینی که بدون تو چه ها کردم چه غوغایی می...

.....خواستم سفره دل بازکنم گفتی نهمن نوایی به دلم ساز کنم گف...

....با تو هستم عشق شور انگیز، گریانم مکناز شروع عاشقی ؛ زار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط