قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم
.
حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و
من بــه دنبال تو یک عمر مسافر باشم
.
تو پری باشی و خدا تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم
.
قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟
.
شاید این گونه خواست مرا زجر دهد
تا برازنده ی اسم خوشِ شاعر باشم
.
شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من
در پس پرده ی ایمان به تو، کافر باشم!
.
دردم این است که باید پس از این قسمت ها
سال ها منتظر قسمتِ آخر باشم...
.
#غلامرضا_طریقی
تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم
.
حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و
من بــه دنبال تو یک عمر مسافر باشم
.
تو پری باشی و خدا تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم
.
قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟
.
شاید این گونه خواست مرا زجر دهد
تا برازنده ی اسم خوشِ شاعر باشم
.
شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من
در پس پرده ی ایمان به تو، کافر باشم!
.
دردم این است که باید پس از این قسمت ها
سال ها منتظر قسمتِ آخر باشم...
.
#غلامرضا_طریقی
- ۲.۶k
- ۱۰ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط