بانو

بانو
امشب دوباره آمده ام
که به خواب های مشترکمان
فکر کنیم
و از روز های نیامده حرف بزنیم
من از تور سفیدی بگویم
که زیبایی ات را مشبک میکند
و دسته گلی
که به دست های تو می آید
و تو از ماشین هایی
که پا به پای مان
شهر را
دور افتخار میزنند
بیا تا این خواب تمام نشده
ژست های
کلیشه ای بگیریم
و به مردی لبخند بزنیم
که خاطراتمان را قاب میکند ...
دیدگاه ها (۱)

دستهایش را که بتکاند از هر انگشتش دردی بزرگ میریزد که آرام ر...

دوسش دارید؟؟؟

آقای جناب ... ! گهگاهی زن قصه ات را بانویِ من صدا کن ! گا...

بانو ... مریض که می شوی پرستار می شوم ... می آیم و می نشینم ...

دلم ضعف میرود برای دنیای #مادری دنیایی که متعلق به خودت نیست...

بغلم می کنی و می روم آهسته به خوابتو بیا گوشهء آغوش من ای عش...

بغلم می کنی و می روم آهسته به خوابتو بیا گوشهء آغوش من ای عش...

@taninبغلم می کنی و می روم آهسته به خوابتو بیا گوشهء آغوش من...

بغلم میکنی و میروم آهسته به خوابتو بیا گوشه آغوش من ای عشق ب...

. بغلم میکنی و میروم آهسته به خوابتو بیا گوشه آغوش من ای عشق...

. بغلم میکنی و میروم آهسته به خوابتو بیا گوشه آغوش من ای عشق...

. بغلم میکنی و میروم آهسته به خوابتو بیا گوشه آغوش من ای عشق...

تا به حال حرفاهایم را با لبهای نگاهم بازگو میکردمولی امشب می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط