دلتنگِ تو هستم و دلم بی تاب است

دلتنگِ تو هستم و دلم بی تاب است
چشمانِ به شب زُل زده ام بیخواب است

در بِــرکـه ی دل، مـاهِ تــو را می بینـم
هر مـوجِ دلم بـوسه بر آن مهتاب است

در بسترِ تـو غنچـه ی من می شکفد
نیـلوفرِ مـن زاده ی این مُرداب است

بـر سـاحلِ مقصـد بـرسـد، زورقِ عشق
تا دستِ تـو ناخدا، بـه هر گرداب است

ای یـاسمـنِ طعنـه زنِ عطـرِ بهشـت
شب بـوی تنت ، رایحه ای نایاب است
دیدگاه ها (۰)

✅✅✅♦️شده؟ تا حالا شده...شده دردی به دلت ریشه کند آب شوی؟همه ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط