در دل نشسته را

در دل نشسته را
که توان
با اشک از دیده برون کرد
دیدگاه ها (۱)

می سوزاند مرابارش باران وزخم زبان وقتی که بهانه این هجومنیام...

مقصر رسوایی خود نیستیمروزگار هر که را عزیز بداردمیدرد پیراهن...

دست از بافتن رویابرمی داشتماگربرای یک بارمیبافتم موهایت راn

کمان بیکار گردد چون هدف از پای بنشیننه از رحم است اگر بر پای...

به اشک دیده مادر رفاقت توبه

آنقدر مستم که از چشم ام شراب آید بیرون از دل پر حسرتمدود کبا...

هیخانه نو کرد موج گل رفتچی گویم بر دل ای مهربانیدر خانه نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط