رمان جدید

رمان جدید
ژانر: عاشقانه،درام،رازآلود
شیپ تهکوک

با خشم از صندلی بلند میشه و به سمت سرویس میره. کوک نگران دنبالش راه میوفته.
کوک: ته بیا بیرون
در باز میشه- . کوک: بیا این بازی رو تموم کنیم میدونی مردم دربارمون چی فکر میکنن؟!
ته: مهم نیست بقیه چی میگن.کوک توهم داری این عشق رو شوخی میگیری!
ته کمی محکم اورا به دیوار چسباند.دستش را کنار کوک گذاشت
ته: خودت این بازی رو شروع کردی از قبلشم قانونشو گفتم. تو تو بازی من هستی راه برگشتی نداری.

شرط گذشتن پارت ها
۱۰لایک_۳کامنت_۳بازنشر
۲۶تایی شدن.
دیدگاه ها (۵)

پارت ۱/بازی بدون بازگشتهوا ابری بود. تهیونگ با هودی سیاهش دا...

پارت ۲|بازی بدون بازگشتهنوز داشتن قدم میزدن که تهیونگ وایستا...

رمان جدید.اسلاید اول:تهجیناسلاید دوم:تهکوک رمان از تهکوک باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط