فیک

#فیک
#نوازش_باد
Part³
رفتم‌توی اشپزخونه

نمیدونم چرا بدو چون‌و چرا دارم به حرفاش گوش میدم

×خانممممم،ی ساعته تو فکری؟
+اخ ببخشید حواسم نبود. جانم!
×بشین این سیب زمینی ها رو پوست بکن تا من در مورد قوانین بگم
+ق..قوا..قوانین؟
×آره دیگه
+باشه بگید
نشستم پشت میز و مشغول شدم
×خب یکی از قوانین اینه ک هر موقع یکی اضاف شد سریع صف بگیریم و به آقا معرفی کنیم،دوم اینکه هر موقع آقا میاد اگه نزدیکشون بودی باید پاشی
سوم اینکه نباید مزاحم حریم شخصی اونا بشیم
بقیه رو کم کم میفهمی
_ممنون
از شانس من همون لحظه در باز شد و جیمین اومد تو
اون!اون چیه ک من میبینم؟اون ی دختره تو بغل جیمین؟اون نمیتونه جلو چشم خودم بهم خیانت کنه!!
×بلند شو باید صف شیم
+چی؟باشه

رفتیم کنار هم وایسادیم تغریبا ۱۲ نفر بودیم
همه یکی یکی سلام دادن ک رسید به من
جیمین نگاه گندشو  که بدم میاد از این نگاهش روم گذاشت
+سلام،آ..آقا
سر تکون داد
دختره با عشوه سمت جیمین برگشت و صداشو بچگونه کرد
*اوپا! منو بهشون معرفی نمیکنی؟
_چرا که نه!همه توجه کنید این خانم زن من هستن کازوها فعلا به بعد اینجا میمونه و شما باید عین خانم خونه با اون رفتار کنید شیرفهم شد؟
همه:بله
×تعظیم کنننن
+چی؟
*ایش دختره ی پرو معلومه تازه کاره
+بله؟
*اوپاااا!یچی بهش بگو دختره ی هرزه
+حرف دهن تو بفهم هرزه خودتی زنیکه

همه با تعجب بهم‌نگاه کردن من دوباره گند زدم
جیمین با چشمانی کاسه از خون بهم نگاه میکرد
میدونستم زندم نمیزاره ولی چرا جیمین من اینطوری شده؟
داشتم فکر میکردم ک چه طوری جمعش کنم
ک یهو



علامت کازوها*
دیدگاه ها (۰)

#فیک #نوازش_باد Part⁴که یهو دست سنگینی رو روی خودم حس کردمجی...

#فیک #نوازش_باد Part⁵که یهو در با قدرت باز شد و به کمد خوردم...

جونگ‌کوک، تهیونگ، جیمین و نامجون در رای‌گیری پادشاه کیپاپ نا...

#فیک #نوازش_باد Part²پوزخندی زدو از اتاق رفت بیرون این!این ج...

درخواستی🖤🩸🩸

پارت یک

علامت ها( کانگ سو* )(هه جیو× )(جونگ کوک_)(ات+)لایک و کامنت ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط