باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ،

باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ،
آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛
هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد
بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را …
روزی که دروغ میگوید ،
روزی که دیگر مرا در آغوش نمیگیرد..
و روزی که عاشق دیگری میشود... (این حرف ، حرف دل خیلی هامونه)
دیدگاه ها (۱)

#داستان_شبدر شهری که موش آهن می‌خورد، کلاغ هم کودک می‌بردباز...

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹²**ایزوکو**تو کلاس نشسته بودم و به دیر...

پروانه جان

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱" در آغوش رویای آبی ات " ...

چند پارتی

باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ،آنقدر که یکی از ای...

باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد آنقدر که یکی از ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط