ویو جونگکوک

ویو جونگکوک:
چرا دروغ بگم ولی وقتی زدمش عذاب وجدان خیلی بدی بهم دست جوری که گفتم کسی که رو عشقش دست بلند کنه آدم نیس داشتن به رفتن ا.ت نگاه میکردم که یهو دیدم رفت نشست توی ماشین منم پشت سرش رفتم نشستم توی ماشین از چشماش که به رنگ شب تاریک بود و برقی که از حاله ی اشکی که دور چشماش بود الهام گرفته بود معلوم بود خیلی ناراحت پس یه تصمیمی گرفتم که بریم ججو و اونجا بهش اعتراف کنم درسته زوده ولی من از احساساتم مطمئن نبودم تا وقتی که اون پسره این یوپ اومد چرا دروغ بگم ولی خیلی بهش حسودیم میشد پس به ا.ت گفتم که بریم ججو اونم از خوشحالی نمدونست چیکار کنه همینطور که داشتم به ذوق کردناش نگاه میکردم که یه چیز نرمی روی گونه هام فرود اومد اون ا.ت بود که منو بوسید (قیافه جونگکوک😳)
همینطور که توی شوک بودم خود ا.ت هم فهمید چیکار کرده که عین بچه گربه ها دوید توی خونه منم داشتم بهش می‌خندیدم
ویو ا‌ت:
خاک توی سرت دختر ابروی خودتو بردی ااااایییشششش حالا اینارو ول کن من برم وسایل هامو جمع کنم رفتم به سمت کمدم و پرشور باز کردم خیلی هیجان دارم پس همه لباس خوشگلامو برداشتم(عکستشونو می‌زارم)
که یهو....
ادامه دارد

بچه ها واقعا بابت تاخیر متاسفم الان دو پارت براتون می‌زارم امیدوارم منو ببخشین وتا نت نزدم نمیتونم فعالیت زیاد بکنم همینکه دو یا سه بار در هفته به مامانم وصل میشم و می‌زارم تا وقتی که نت بزنم بوس بهتون🎀
دیدگاه ها (۱)

لباس هایی که اوت برای ججو برداشته بود

همینطور که داشتم لباسام رو جمع میکردم که یهو یادم اومد بقیه ...

بچه ها اگه بالای ۳ تا فیک بهم معرفی کنید دو پارت میزارم

بچه ها بهم یه فیک معرفی کنید در باره ی ازدواج اجباری یا قلدر...

part 7

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

Part 6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط