صبحت بخیر

صبحت بخیر
اے
غــــزل ناب دفترم

اے
اولیــن سروده و اے
شعـــر آخـــرم

صبحے ڪہ یاد تو در آن شڪفتہ شد
گویا
تلنگرے زده بر صبح محشرم

🍁 «
دیدگاه ها (۱)

صبح اسٖت بیا تا که غزل نوش کنیم آوای خـوش چـکـاوکـان گـوش کن...

لحظه ‌لحظه‌هایتان پر از ترانه‌ی قشنگ عشقو دست‌هایتان پر از ش...

پر کن از باده ی چشمت قدح صبح مرا

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط