به مادر قول داده بود بر می گردد

به مادر قول داده بود بر می گردد
چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت :
بچه م سرش می رفت ولی قولش نمی رفت …
دیدگاه ها (۲)

✨ #چـهارشنبـه_هـــای_زهــرایــی✨ #حجـاب زمانـی زیبـاست کـه ...

🍃 خواهرم! دنیا خراب آبادی است 😣 که هر نقطه آن به نگاه های آل...

می نشینم چو گدا بر سر راهت ای دوستشاید افتد به من خسته نگاهت...

🎀 🍃 #زینبیون 🍃 🎀 یا ابا صالح المهدی (عج)!تنها آرزو نمی کنم ...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟒𝟎 (last part)چند ماه بعد...همه‌چیز تغییر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط