"دوستت دارم" را

"دوستت دارم" را
در دستانم می‌چرخانم
از این دست به آن دست.
پس چرا
هر وقت می‌خواهم
به دستت بدهم نیستی؟

چرا اینجا نیستی
تا "دوستت دارم" را
از جنس خاک کنم،
از جنس تنم،
و با بوسه بپوشانمش بر تنت؟
بگذار "دوستت دارم" را
از جنس نگاه کنم
از جنس چشمانم
و تا صبح به نفس‌های تو بدوزم.


"عباس معروفی"
دیدگاه ها (۳)

آرزویمبا ” تو ” بودن است!اما...نه به بهای پا گذاشتن روی آرزو...

بزرگ آفرینادستهای نیاز وخواهش من را ببین که به درگاه تو دراز...

تنهـاییِ یکـ نَفَر نشـستکنـار تنهـاییِ یکـ نفـرِ دیگـر بعد ت...

دیگر سؤالی نخواهم کرد، دیگر سؤالی وجود ندارد، دیگر هیچ‌چیز ن...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط