باور نداشتم

باور نداشتم
که زنی
بتواند
شهری را بسازد
و به آن
آفتاب و دریا ببخشد
و تمدن!
دارم
از یک شهر
حرف می زنم!
تو سرزمین منی!
صورت و دست های کوچکت
صدایت،
من
آنجا متولد شده ام
و همان جا
می میرم!
دیدگاه ها (۱)

ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿــــــﺎ ﻗﻬﺮﻡ،ﺍﻣــــــﺎ . . .ﺍﮔﺮ ﺗـــــــﻮ ...

ساکتــــــــــم...ساکت!اما پــــــــــر از حرف...پر از رمز و...

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗــﺎﺳـﻒ ، ﺑـﺮﺍﯼ ﺗﻤـﺎﻡ ﮐﺴﺎﻧــﯽ ﮐـﻪ ﺑـﺎ ﭼﺸﻢ ...

وفــــــــاداری …یک کار خود آگاهانه نیست !!اگر کسی را واقعا ...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط