باور نداشتم

باور نداشتم
که زنی
بتواند
شهری را بسازد
و به آن
آفتاب و دریا ببخشد
و تمدن!
دارم
از یک شهر
حرف می زنم!
تو سرزمین منی!
صورت و دست های کوچکت
صدایت،
من
آنجا متولد شده ام
و همان جا
می میرم!
دیدگاه ها (۱)

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

### 🖤 پارت ۱: سایه‌های قدرتسئول، شهری که هر شب با صدای گلوله...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :وهمین طور است وسعت مناط...

الهه ای که از سر زئوس زاده شد.

چند پارتی

پیام آقای حیدریان در آغاز سال تحصیلی

ثروت امید آینده

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط