تنها کسی که دوسم داره
تنها کسی که دوسم داره
پارت پنجم
جونگ کوک
اون دختر خیلی احمقه الان رفته تو پل وایساده که چیکار کنه فقط با اعصاب من بازی می کنه
لیها خودش را اماده کرده بود که یک صدای اشنا بهگوشش رسید...
جونگ کوک =) لیها احمق بازی در نیار(با ترس)
لیها=) احمق بازی نیست من خسته شدم... از... زندگی از همه چی دیگه... نمیکشم.... هیچکس دوسم نداره (با اعصبانیت)
جونگ کوک=) چرت نگو بیا اینور خطرناکه اونجا خیلی قدیمیه ممکنه که بشکنه و بیفتی.
لیها=) اینجوری بهتره دیگه نمیترسم دیگه از همه راحت میشم، منو که کسی دوست نداره تو نمیفهمی.
جونگ کوک =) من میفهمم...... لیها چرا نمیخوای به خودن بفهمونی من دوست دارم من عاشقتم تو نمیفهمی از همون اول که دیدمت عاشقت شدم تورو خدا با روح وروان من بازی نکن
لیها=).......
جونگ کوک=) نمیای پایین نه؟... باشه نیا پایین منم میام.
لیها=) نزدیک نیا هرقدمت باعث بیشتر رفتنم به عقب میشه.
از زیر پای لیها صدای شکستن اومد..
جونگ کوک=) لیها بیا پاییین الان زیر پات میشکنه توروخدابیا پایین
لیها=) باشه، من نمیتونم.
جونگ کوک=) یهنی چی نمیتونم؟
لیها=) پام گیر کرده...... وای نه
لیها افتاد و لبه ی نرده پل را گرفت.
لیها=) کمک یکی کمکم کنه توروخدا.
جونگ کوک دوید سمت لیها و دست لیها را گرفت.
لیها=) جونگ کوک کمکم کن من نمیخوام بمیرم.
جونگ کوک=) نترس الان میارمت بالا فقط وایسا.
پارت پنجم
جونگ کوک
اون دختر خیلی احمقه الان رفته تو پل وایساده که چیکار کنه فقط با اعصاب من بازی می کنه
لیها خودش را اماده کرده بود که یک صدای اشنا بهگوشش رسید...
جونگ کوک =) لیها احمق بازی در نیار(با ترس)
لیها=) احمق بازی نیست من خسته شدم... از... زندگی از همه چی دیگه... نمیکشم.... هیچکس دوسم نداره (با اعصبانیت)
جونگ کوک=) چرت نگو بیا اینور خطرناکه اونجا خیلی قدیمیه ممکنه که بشکنه و بیفتی.
لیها=) اینجوری بهتره دیگه نمیترسم دیگه از همه راحت میشم، منو که کسی دوست نداره تو نمیفهمی.
جونگ کوک =) من میفهمم...... لیها چرا نمیخوای به خودن بفهمونی من دوست دارم من عاشقتم تو نمیفهمی از همون اول که دیدمت عاشقت شدم تورو خدا با روح وروان من بازی نکن
لیها=).......
جونگ کوک=) نمیای پایین نه؟... باشه نیا پایین منم میام.
لیها=) نزدیک نیا هرقدمت باعث بیشتر رفتنم به عقب میشه.
از زیر پای لیها صدای شکستن اومد..
جونگ کوک=) لیها بیا پاییین الان زیر پات میشکنه توروخدابیا پایین
لیها=) باشه، من نمیتونم.
جونگ کوک=) یهنی چی نمیتونم؟
لیها=) پام گیر کرده...... وای نه
لیها افتاد و لبه ی نرده پل را گرفت.
لیها=) کمک یکی کمکم کنه توروخدا.
جونگ کوک دوید سمت لیها و دست لیها را گرفت.
لیها=) جونگ کوک کمکم کن من نمیخوام بمیرم.
جونگ کوک=) نترس الان میارمت بالا فقط وایسا.
- ۵۷
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط