اردن خونین..
اردن خونین..
***
# سایهی قدرت بر دشتهای اردن
**ای دشتهایِ بیکرانِ اردن، ای شاهدِ خاموشِ تاریخ،**
در چشمهای مردمت، نه ستارهی امید، که غبارِ سلطه موج میزند.
**حکومت** ایستاده بر بلندایِ تعاریفِ خویش،
و **مردم** در دامنهی کوهسارِ خواستههایشان، خسته و پابرهنه.
**آنها فریاد میزنند، اما صدا خفه میشود در تالارهایِ بسته،**
اینجا، سخن از عدالت نیست، که سخن از بقاست؛
مظلومیت، نامی ندارد جز این بارِ سنگینِ روزانه،
که بر شانههایی نحیف، تحمیل شده است.
**شرارت؟** نه، ما نامش را میگذاریم **«انحصار»**؛
انحصارِ نعمتی که باید به همه میرسید،
اما تنها در مشتی بسته، حبس شده است.
آبِ زندگی را بستهاند، تا هر قطرهاش را به قیمتِ خونِ دل بفروشند.
**و مردم، در انتظارِ یک رعد از آسمانِ اراده،**
تا این ابرِ تیره را بشکافد و نورِ حق، بر زمین بتابد.
چشمانشان پر از اتهامِ سکوت است،
اتهامی که بر آنان نیست، بلکه بر آنانی است که گوش نمیشنوند.
**این قصه، قصهی ملتی است که در دروازههای شکوه ایستاده،**
اما کلیدِ قصر، در دستِ کسانی است که بوی خاک را نمیفهمند.
**تا کی باید این بار را کشید؟**
تا کی باید لبها دوخته باشد، و دلها فریاد کند؟
**این فریاد، از عمقِ قلبِ هر خانهای برمیخیزد،**
که فرزندانش، حقِ پرواز دارند، نه سهمِ زمینگیری.
**تا روزی که ارادهی مردم، حاکمِ حقیقی این سرزمین شود،**
این دکلمه، ندایِ خشمِ پنهانِ تاریخ خواهد بود.
#حقیقت_اردن
#فریاد_مظلومیت_اردن
***
{اسرا_سرباز حقیقتـ🇵🇸🇮🇷🇾🇪✨💪🏻}
***
# سایهی قدرت بر دشتهای اردن
**ای دشتهایِ بیکرانِ اردن، ای شاهدِ خاموشِ تاریخ،**
در چشمهای مردمت، نه ستارهی امید، که غبارِ سلطه موج میزند.
**حکومت** ایستاده بر بلندایِ تعاریفِ خویش،
و **مردم** در دامنهی کوهسارِ خواستههایشان، خسته و پابرهنه.
**آنها فریاد میزنند، اما صدا خفه میشود در تالارهایِ بسته،**
اینجا، سخن از عدالت نیست، که سخن از بقاست؛
مظلومیت، نامی ندارد جز این بارِ سنگینِ روزانه،
که بر شانههایی نحیف، تحمیل شده است.
**شرارت؟** نه، ما نامش را میگذاریم **«انحصار»**؛
انحصارِ نعمتی که باید به همه میرسید،
اما تنها در مشتی بسته، حبس شده است.
آبِ زندگی را بستهاند، تا هر قطرهاش را به قیمتِ خونِ دل بفروشند.
**و مردم، در انتظارِ یک رعد از آسمانِ اراده،**
تا این ابرِ تیره را بشکافد و نورِ حق، بر زمین بتابد.
چشمانشان پر از اتهامِ سکوت است،
اتهامی که بر آنان نیست، بلکه بر آنانی است که گوش نمیشنوند.
**این قصه، قصهی ملتی است که در دروازههای شکوه ایستاده،**
اما کلیدِ قصر، در دستِ کسانی است که بوی خاک را نمیفهمند.
**تا کی باید این بار را کشید؟**
تا کی باید لبها دوخته باشد، و دلها فریاد کند؟
**این فریاد، از عمقِ قلبِ هر خانهای برمیخیزد،**
که فرزندانش، حقِ پرواز دارند، نه سهمِ زمینگیری.
**تا روزی که ارادهی مردم، حاکمِ حقیقی این سرزمین شود،**
این دکلمه، ندایِ خشمِ پنهانِ تاریخ خواهد بود.
#حقیقت_اردن
#فریاد_مظلومیت_اردن
***
{اسرا_سرباز حقیقتـ🇵🇸🇮🇷🇾🇪✨💪🏻}
- ۷۱.۸k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط