پرید ماه به خوابم نشست در من شب

پرید ماه به خوابم ؛ نشست در من شب
نگاه ڪردمت و چشم بست در من شب
شڪست بغض بزرگم ؛ شڪست در من شب
«شب است در همه دنیا شب است ؛ در من شب
مرا بگیر چنان جفت خویش لب بر لب»
مرا ڪه ترسیده توے خانه‌ے ارواح
بگیر دست مرا توے این سیاهِ سیاه
به‌جز ادامه‌ے این عشق ؛ هیچ چیز نخواه
«جلو نرو ڪه به پایان نمی‌رسد این راه
ڪدام خاطره مانده‌ست؟ برنگرد عقب!»
پریده است پرنده فقط به قصد سقوط
به ترس‌هاے تو و قول‌هاے تا ابدِ …
رها شدن وسطِ دست‌هاے نابلدِ …
پناهگاه من از روزهاے خواب‌زده
«ڪه چشم‌هاے سیاهِ قشنگِ خیسِ بدِ …
ڪه عاشقت شده بودم خلاصه‌ ے مطلب»
دیدگاه ها (۵۱)

.وقتی که زیبا میشوی، دنیا سلامم می کندگویا تمام عشق تو، غم ر...

نگاهت می کنم شاید، هنوزم عاشقم باشیکجا پر میکشی از من ،تو که...

همه هستیم ولی کیست که عاشق باشد؟با دل گم شده از خویش موافق ب...

باران _ روانی می کند انسانِ عاشق رامی پاشد از هم نبضِ سنگی...

این شب مگر کنار تو کوتاه‌تر شودعشقت از این نخواه که جانکاه‌ت...

ارغوان شاخه همخون جدا مانده منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط