پارت 11 0 دلباختهـــ

پارت 11 0 دلباختهـــ
فلش بک به 4 روز بعد

(ویو ا.ت)
داشتم یه لباس میپوشیدم چون قرار بود با تهیونگ بریم بیرون شام
که صدای غرش اومد

_ا.ت (ترس، خشم، عربده)
+چیشده؟ (از بالای پله های عمارت)

تهیونگ اومد بالای پله ها و زد تو گوشم
_تو خیلی خیلی چای شیرینی (بغض و اعصبانی)
(چای شیرین یعنی چاپلوسی)
+چ.. چیشده؟ (کمی گریه)
_تو چطور تخم کردی زندگی مو نابود کردی(تخم کردی یعنی جرات کردی😂)
+من نمیفهمم
_نمیفهمی یا به نفهمی زدی خودتو(خیلی خیلی خیلی داد)
+تهیونگ نیفهمم

_این عکس چیه
+اینننن ممننن
_اره
+بخدا فتو شاپه
_این بادیگارد خودشم گفته که با تو خوابیده بعد میخوای باور کنم حرفتو(همه حرفای تهیونگ داد و ا. ت با گریهست)
+این عکسو کی فرستاده شاید با من دشمنی دارههه
_این همه شاهد هست تازه دوتا بادیگارد دیگه شمارو باهم دیدن
+تهیونگ باو..

حرفم کامل نشد که زد تو گوشم
_خفه شوووو(داد خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بلند)
+هق...... هققققق نههههه باور کنن نه

_گمشو
+کجا برم هااا
_نمیدونم
ا. ت از عمارت خارج میشه و میره......
****************************
حمایت یادتون نره!
(استایل های دوتاشون رو گذاشتم)
#فیک
#سناریو
#بلک_پینگ
دیدگاه ها (۲۳)

پارت 11 دلباختهـــا. ت از عمارت میره بیرون و به سمت خونه پدر...

پارت 12 دلباختهـــسوار ماشین شدم و به سمت اون مکان حرکت کردم...

پارت 10 دلباختهـــ_میخوای ثابت کنم*ثابت کن ببینماز اینکه بخو...

پارت 9دلباختهـــفلش بک به فردا ساعت 6ساعت 6 بود رفتم اتاق ته...

love Between the Tides⁶⁷یونا دستشو زد به کمرم و خواست منو از...

love Between the Tides⁶⁷دو ماه بعد رفتم پیش چهیونگ تق تق تق ...

love Between the Tides⁷²ا/تخونه بودم زنگ زدم به چهیونگچهیونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط